امیر تنها
چه زیبا سرود شاعر :

 

سگ مستِ دندان تيز چشمانش
از لانه بيرون زد ، شکارم کرد

 

واقعا از شنیدن این یه تیکه از شعر حال کردم

 

سک مست ِ دندان تیز چشمانش ... اوف

 

 

سگ مستِ دندان تيز چشمانش/از لانه بيرون زد ، شکارم کرد

 

گرگي نخواهد کرد با آهو/کاري که زن با روزگارم کرد !..

 

هرکار مي‌کردم سرانجامش/من وصله‌ي ناجورتر بودم

 

يک لکه‌ي ننگ دائمي اما/فرزندِ عشقِ بي پدر بودم..

 

درياي آدم زير سر داري/دنياي تنها را نميبيني

 

بر عرشه با امواج سرگرمي/پارو زدن‌‌ها را نميبيني

 

اي استوايي زن ، تنت آتش/سرماي دنيا را نميفهمي

 

برف از نگاهت پولکي خيس است/درماندگي ها را نميفهمي

 

درماندگي يعني تو اينجايي/من هم همينجايم ولي دورم

 

تو اختيار زندگي داري/من زندگي را سخت مجبورم

 

درماندگي يعني که فهميدم/وقتي کنارم روسري داري

 

يک تار مو از گيسوانت را
در رخت خواب ديگري داري ...

 

اوه اوه اوه عالیست

 

 

عشق آن اگر باشد که مي‌گويند
دل‌هاي صاف و ساده مي‌خواهد

 

عشق آن اگر باشد که من ديدم
انسان فوق العاده مي‌خواهد !

ارزش یک پُست داشت

 

پ.ن : شکست سختی بود تحمل دیدن اشک های مردم برزیل رو ندارم چون با تمام وجودشون عاشق این فوتبال لعنتی ین و شکست عشقی خوردن بسیار سخته ...

 

عکسی بد از حرکتی بد از ماردونا :

 

 

 

پ.ن : ول کن جهان را ! قهوه‌ات يخ کرد ...

 

و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 23:47  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر