امیر تنها
آ حسین اینگونه می گوید :

 

كلام كال كوك خورده بر متن تن هاي در هم تنيده ي ديروز ،
بستر نجواهاي تاريك در كوچه هاي تنگ اتفاق ،
و سيب ميوه ي عقيم شاخه هاي دور دست
هوسي در حاشيه ي برخوردهاي نزديك تر
جشن شاهانه،
سالروز انسان،
و تاريكي لايتناهي زمين،
دستان رها شده ي فرزند خردسال
از ميان دستان بزرگسال پدر،
در كوچه هاي ترديد رفتن يا نرفتن،
و اينكه تمامي ميوه هاي خاك
مسموم شده اند؟!...
گوش كن پدر
قبل از آن هنگام كه مرا به گوش دادن فرا خواني :
تمامي زاد روزهاي زمان ، بهانه بود
كه تو آگاه از همه چيز
پيراهن سفيد خاطرات حوالي كودكي ام را
به رود تاريك سپردي.

 

عکس :

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم بهمن 1393ساعت 23:34  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر